العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
145
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
گرداند پس معلوم مىشود كه حرام رزق نيست . 3 - اين آيه قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ . اى رسول ما صلّى اللَّه عليه و آله بگو به اين مشركان مىبينيد اين رزق و روزى فراوانى كه خدا براى شما قرار داده و شما از پيش خود راى و نظر ميدهيد و يك دسته از آنها را تحريم كرده و دستهاى را حلال ميدانيد بگو در اين تقسيم بندى از طرف خدا مأذون و مجازيد يا اينكه بر خدا افتراء و دروغ ميگوئيد سوره يونس 59 بنا بر اين معلوم مىشود كسى كه رزق خدائى را تحريم نمايد بر خدا افتراء بسته پس لا بد چيز حرام رزق محسوب نميشود و قابل ارتزاق نيست . و اما حديث ابو الحسين در كتاب غرر بسند خود از صفوان بن اميه نقل كرده كه گفت ما خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بوديم كه عمرو بن مره ( خواننده و نوازنده ) وارد شد عرض كرد يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله خدا مرا بدبخت كرده چون هر چه فكر ميكنم مىبينم رزق و روزى من از راه دف و نوازندگى تامين مىشود تقاضا دارم به من اجازه دهيد اين شغل را به مقدار تامين هزينه زندگى داشته باشم حضرت فرمود نه من هرگز اجازه نميدهم احترام و ارزشى هم از نظر من ندارى دروغ ميگوئى اى دشمن خدا رزق پاك و پاكيزهاى خدا براى تو مقرر ساخته تو خود انتخاب ميكنى راه نامشروعى را كه خدا بر تو حرام كرده بجاى رزق حلال متوجه باش اگر بار ديگر چنين حرفى بگوئى تو را به سختى و شدت ميزنم . و اما از لحاظ معنا و عرف به اين بيان كه خداوند متعال مكلفين را از انتفاع و بهرهمندى از حرام منع كرده و دستور داده كه مسلمين يك ديگر از تصرفات غير مجاز نهى نمايند و اين هم بديهى است كه اگر كسى ديگرى را از انتفاع و تصرف مخصوصى ممنوع نمايد ولى آن طرف و آن شخصى مخالفت نموده و از همان طريق ممنوع استفادهاى كند در چنين موردى گفته نميشود كه او رزقى به او داده است ( مثلا اگر كسى مال سرشارى را سرقت كند صحيح نيست بگويد شكر خدا را كه چنين روزى فراوانى به من رسانيد اين چنين تعبير غلط است . آيا روشن نيست اين مطلب كه اگر مثلا سلطانى سپاهش را از تصرف در مال مخصوصى ممنوع كند و آنها از همان مال استفاده كنند گفته نميشود كه سلطان روزى و هزينه لشكرش را داد . ( اين يك بحث كه خيلى بسط كلام در اين بحثها نبايد داد چون از نظر لغت و لسان مطلب روشن است كه بالاخره كلمه رزق كه به معناى بهره باشد بهره استفاده و انتفاعى گفته مىشود و از نظر شرع بيان تكليف شده نه تصرف در معناى لغوى كلمه ) . و بحث دوم در اين موضوع است كه لازم است بر خدا كه حتما رزق و روزى موجودات را برساند گرچه سعى و كوششى هم در بين نباشد يا اينكه رسيدن رزق مقدر مشروط بسعى و كسب و كار